پوشيده چه گوييم، همينيم كه هستيم ...
 


روزمره


Warning: include() [function.include]: URL file-access is disabled in the server configuration in /home/alpr/public_html/alpr/maktoob/archives/000256.php on line 96

Warning: include(http://30morgh.org/alpr/daily/indexlast2.php) [function.include]: failed to open stream: no suitable wrapper could be found in /home/alpr/public_html/alpr/maktoob/archives/000256.php on line 96

Warning: include() [function.include]: Failed opening 'http://30morgh.org/alpr/daily/indexlast2.php' for inclusion (include_path='.:/usr/lib/php:/usr/local/lib/php') in /home/alpr/public_html/alpr/maktoob/archives/000256.php on line 96
وبگردی


Warning: include() [function.include]: URL file-access is disabled in the server configuration in /home/alpr/public_html/alpr/maktoob/archives/000256.php on line 98

Warning: include(http://30morgh.org/alpr/linkdump/index3day.php) [function.include]: failed to open stream: no suitable wrapper could be found in /home/alpr/public_html/alpr/maktoob/archives/000256.php on line 98

Warning: include() [function.include]: Failed opening 'http://30morgh.org/alpr/linkdump/index3day.php' for inclusion (include_path='.:/usr/lib/php:/usr/local/lib/php') in /home/alpr/public_html/alpr/maktoob/archives/000256.php on line 98




وبلاگ قبلي
پست الكترونيك

CMS: MT 2.661
By: Daghdagheh


۲۷ تیر

وقايع اتفاقيه، 27 تير 83
واقعيت اين است كه وبلاگ‌ها تفكيك قديمي بين عرصه عمومي و خصوصي را به چالش مي‌كشند و مرز سابقاً موجود بين اين دو را مخدوش مي‌كنند. حر‌ف‌هاي خصوصي را در پيش چشم همگان مطرح مي‌كنند و عمومي‌ترين ديدگاه‌هاي خود را با زباني خودماني مي‌نويسند.

وبلاگ‌‌ها به يك اعتبار جزو حوزه عمومي هستند و مانند مطبوعات عرصه‌اي براي تبادل آگاهي، توليد محتوا و عرضه دانش و اطلاعات براي استفاده مخاطب به نظر مي‌آيند. تنها با اين تفاوت كه در وبلاگ‌‌ها توليدكننده يك نفر است و تمام محتوا و نگارش‌‌ها با محوريت فرد اوست و رنگي از فرديت او را در خود دارد.

اما ادبيات و سبك نگارش و نوع مطالبي كه در وبلاگ مطرح مي‌شود، گاهي آنچنان شخصي مي‌شود كه عمومي بودن آن را زير سؤال مي‌برد. وبلاگ‌نويسان گاهي اوقات آنچنان پا به حوزه‌هاي خصوصي زندگي خود مي‌گذارند و دروني‌ترين روحيات و احساسات يا شخصي‌ترين اتفاقات زندگي‌شان را تعريف و توصيف مي‌كنند كه شايد جلوي نزديكترين اعضاي خانواده هم به راحتي از اين مسائل نتوانند صحبت كنند. گويي آنها عامدانه فراموش مي‌كنند كه كساني ديگر هم به اين صفحات و نوشته‌‌ها دسترسي دارند.

بدين ترتيب در فضاي مجازي و وبلاگ‌‌ها، مرز بين دو حوزه عمومي و شخصي، مخدوش و كمرنگ مي‌شود و تلقي سنتي جدايي اين دو عرصه از هم، از قضا به دست خود صاحبان حريم شخصي، متحول مي‌شود. آنها كه بايد از ورود ديگران به دايره فرديت خود جلوگيري كنند، درست برعكس، فرديت خود را مي‌نگارند و آن را در معرض ديد همگان مي‌گذارند و با اين حساب، پاي موضوعاتي به وبلاگ‌‌ها باز مي‌شود كه تا پيش از اين صرفاً در روابط شخصي و ارتباطات بين فردي مطرح بود.

يكي از جدي‌ترين كاركردهاي وبلاگ‌‌ها براي كابران ايراني اينترنت، پوشاندن نقاط خلأ و پاسخ به نيازهايي بوده كه جامعه بيرون از روبه‌رو شدن با آنها ناتوان است. فضاي مجازي، زمينه گفت‌وگو پيرامون مسائلي را فراهم كرده كه جامعه بيرون هيچگاه ظرفيت طرح آنها را از خود نشان نداده است. وبلاگ‌نويسان جوان، نبود محدوديت‌هاي مرسوم و عدم دسترسي نيروهاي سنتي جامعه به فضاي مجازي را به عنوان فرصتي تلقي كرده‌اند تا با رهايي از محدوديت‌هاي غيرمنطقي و دست و پاگير، امكان نوعي زيستن جديد را تجربه كنند.

وبلاگ‌‌ها و فضاي نامحدود مجازي براي ايرانيان صحنه بحث درباره مسائلي شده كه در حوزه عمومي حتي قابل تصور هم نيست. اين مسائل، از نيازهاي غريزي گرفته تا آزادي‌هاي اجتماعي و سياسي و عقايد نوي ديني و فلسفي، تاكنون بدون هيچ دليل موجهي به حاشيه رانده مي‌شدند و يا ابراز نظر درباره‌ آنها مجاز دانسته نمي‌شد.

حتي مدرن‌ترين افراد نسل قبلي نيز به ندرت حاضر مي‌شدند از حصارهاي ذهني گذشته خود بيرون آيند و در مورد خطوط قرمز ديروز به بحث بپردازند. اما نسل جديد كه فضاي مجازي را از آن خود كرده و هنجارهاي فرهنگي حاكم بر آن را با تعامل دروني خود شكل داده است، به ندرت مرزهاي قبلي را به رسميت مي‌شناسد و معمولاً آنها را در عمل چندان جدي نمي‌گيرد.

وبلاگ‌نويسان به ياري روابط بي‌مرز مجازي، امكانات فني و مهارت‌هاي تكنولوژيك، توانسته‌اند فارغ از محدوديت‌هاي مكان و فضا، نوعي زندگي در دنياي بي‌مرز را تجربه كنند، هرچند كه بعضاً در اين تجربه، ناشناس باقي بمانند. برقراري ارتباط در عرصه عمومي جامعه ايران در دهه‌هاي اخير همواره در معرض محدوديت‌هاي جدي بوده است، اما اينترنت اين مانع را برطرف كرده و به همگان امكان داده تا بتوانند پا را از مرزهاي پيشين فراتر بگذارند و براي اولين بار در تاريخ جامعه‌شان، در يك اتمسفر نامحدود نفس بكشند. بسياري از كاربران، نه تنها از موانع ظاهري ارتباطي عبور كرده‌اند، بلكه توانسته‌اند موانع ذهني كه بازتاب واقعيت‌هاي ديروز است و به ايشان به ارث رسيده را نيز كنار بگذارند. بدين‌ترتيب در وضعيت جديد، الگوي ارتباطي افراد هم نسبت به حوزه عمومي واقعي و الگوي سنتي روابط اجتماعي اساساً تغيير يافته است.

اما اين، باز به معناي شخصي شدن تمام چيزها نيست. با آنكه محتواي بسياري از وبلاگ‌ها شخصي است، اما خطاب آنها معمولاً جمع را نشانه مي‌رود. درست است كه غير حرفه‌اي‌ها و تازه‌كارها هستند كه بيشتر نوشته‌هايشان را با كلماتي نظير عزيزان و دوستان خوبم شروع مي‌كنند و مستقيم و آشكار با مخاطبشان گفت‌وگو مي‌كنند، اما حرفه‌اي‌ها هم پنهان نمي‌كنند كه حرفشان بيشتر براي ديگران است تا خودشان. تنها تفاوت شايد در اين باشد كه آنها سابقه‌دارترند، وبلاگ خود را زنده‌تر مي‌دانند و مخاطب خود را پيگيرتر فرض مي‌كنند. بنابراين، نگاه به مخاطب عمومي تقريباً در همه وبلاگ‌ها وجود دارد؛ خواه اين نگاه آشكار باشد و خواه در پيچ‌وخم واژه‌ها و معناها پوشيده شود.

درواقع، با اينكه ادبيات و محتواي وبلاگ‌ها در بسياري از موارد شخصي مي‌شود، اما انكار نمي‌توان كرد كه وبلاگ‌ها به هم پيوسته‌اند و يك اجتماع مجازي را پديد آورده‌اند. ساختن و پرداخت يك هويت جديد مجازي و ايجاد حس اجتماعي بودن، از نتايج واضح ارتباطات متقابل وبلاگ‌ها و خوانندگان آنهاست. وقتي درگذشت يك وبلاگ‌نويس بسياري از كساني را كه حتي خواننده او هم نبوده‌اند ناراحت مي‌كند، يا دستگيري يك وبلاگ‌نويس بسياري از اعضاي جامعه وبلاگ‌نويسان را به واكنش وا مي‌دارد، ديگر به سختي مي‌توان وجود يك شبكه روابط اجتماعي را در فضاي مجازي و با حضور مؤثر وبلاگ‌نويس‌ها نديده گرفت.

با اين حساب، بالاخره وبلاگ‌ها و اجتماعي كه تشكيل مي‌دهند را بايد جزو حوزه خصوصي به حساب آورد يا حوزه عمومي؟ نوشتن وبلاگ را بايد يك بروز و اظهار فرديت دانست و يا يك كنش اجتماعي؟ حيطه مسائلي كه مطرح مي‌شود، گويشي كه با آن صحبت مي‌شود، ادبيات و نشانه‌ها و نمادها و سبك بياني كه به كار مي‌رود، دايره مخاطبيني كه در نظر گرفته مي‌شوند و محدوده‌اي كه در بيان حرف‌ها نسبت به مسائل شخصي خود، رازهاي ديگران و واقعيت‌هاي پنهان زندگي اين و آن مراعات مي‌شود، با چه مبنا و با چه نگاهي تعيين مي‌شود؟ اگر به پاسخ اين سؤالات رسيديم، آن موقع است كه بحث‌هايي مثل اخلاق وبلاگ‌نويسي، مفهوم ابتذال در وبلاگ‌نويسي و قضاوت درباره آن، انتظارات فضاي سياسي و اجتماعي از وبلاگ‌نويسان، تكيه به هويت وبلاگ‌نويسي در كنش‌هاي سياسي و اجتماعي، وجود يا عدم وجود تشكل‌ها و حركت‌هاي جمعي از نويسندگان وبلاگ‌ها و بسياري مسائل مشابه جاي طرح دارد.

اگر با توجه به تمام واقعيت‌هايي كه درباره وبلاگ‌ها گفته شد و تمام آنچه كه درباره نسبت وبلاگ‌هاي ايراني با مفاهيم قبلي حوزه عمومي و خصوصي مي‌دانيم به سراغ سؤالات قبلي و آن سؤال اصلي درباره جايگاه وبلاگ‌ها در حوزه‌هاي اجتماعي برويم، شايد بتوانيم ابهام موجود را برطرف كنيم. وبلاگ‌ها را تاكنون در مرز غيرشفاف حوزه عمومي و خصوصي يافته بوديم و بعضي از خصلت‌هاي اين و بعضي از نشانه‌هاي آن در وبلاگ‌ها ديده بوديم. اما به نظر مي‌آيد كه بايد كمي در ذهنيت خود دست ببريم و خط و مرزهاي قبلي را پاك كنيم و دوباره بكشيم.

واقعيت اين است كه وبلاگ‌ها تفكيك قديمي بين عرصه عمومي و خصوصي را به چالش مي‌كشند و مرز سابقاً موجود بين اين دو را مخدوش مي‌كنند. حر‌ف‌هاي خصوصي را در پيش چشم همگان مطرح مي‌كنند و عمومي‌ترين ديدگاه‌هاي خود را با زباني خودماني مي‌نويسند. ظاهراً وبلاگ‌ها در اين مورد هم با هرگونه مرزبندي مخالفند.

پس وقت آن رسيده كه در تقسيم‌بندي كهنه جامعه و روابط اجتماعي به حوزه خصوصي، عمومي و دولتي تجديدنظر كنيم و حوزه جديدي به نام «حوزه مجازي» را به اين سه اضافه كنيم. حوزه مجازي اگرچه وارث بعضي خصوصيت‌هاي حوزه‌هاي خصوصي و عمومي است، اما واقعيتي مستقل از آن دو دارد و تفاوت‌هاي آن با هر يك از اين دو بر شباهت‌هاي آن مي‌چربد.

براي همين است كه تحت تأثير «ذهنيت مجازي»، افراد به درك جديدي از خود و ديگري مي‌رسند و ناگزير از تجديدنظر در مفاهيم اساسي مثل هويت فردي و اجتماعي، شخصيت ذهني و شخصيت بازتابي، حيطه و ضوابط روابط اجتماعي، حوزه بحث‌هاي عمومي و شخصي و حتي دوستي و احترام و تحمل و اخلاق مي‌شوند.

«حوزه مجازي» يك شهر بزرگ است، با شهروندان و قوانين جديد. عرف و عادت و روابط و هنجارها در اينجا با جهان واقعي متفاوت است. سنت‌‌ها و ارزش‌‌ها باز توليد مي‌شوند و در اين روند به بسياري از مرزها و مرزبندي‌‌ها پشت پا مي‌زنند. تعلق فرد به يك طبقه، نژاد، فرهنگ و يا ايدئولوژي خاص كمترين تأثير را در منزلت اجتماعي او در اين جامعه جديد دارد. البته طبقات اجتماع مجازي هم براساس نظام توليد شكل مي‌گيرند، اما توليد محتواست كه به آنها منزلت مي‌بخشد و جايگاه مي‌دهد. ارزش يك وبلاگ و نويسنده آن، غالباً به سنجشي است كه خوانندگان از محتواي وبلاگ دارند، نه هيچ چيز ديگر. مكان، سن، بدن، اعتقاد و (تا حد زيادي) جنسيت نيز در اين ميان حذف مي‌شوند و نقش آنها در اين شبكه اجتماعي جديد به سمت صفر مي‌رود. سامان هويت‌هاي جديد براساس فرسايش هويت‌هاي پيشين، بازتاب قضاوت‌‌ها و روابط آينه‌وار ديگران، قابليت‌هاي جديد و پنهان شخصيت فرد، واكنش‌‌ها به محدوديت‌هاي گذشته و بيش از همه قابليت‌هاي تكنولوژيك جديد در فضاي مجازي تحقق مي‌يابد.

اما حذف اين همه معيار را نبايد به معناي حذف همه معيارها و مقايسه‌‌ها و لذا تقسيمات و نابرابري‌‌ها در وضعيت نوين مجازي دانست. هنوز زبان‌‌ها در اينترنت با هم رقابت و گاهي منازعه دارند، در ظاهر بيشتر به عنوان ابزار ارتباطات اجتماعي و در حقيقت به مثابه نماد حيات فرهنگي. هنوز جمعيت بي‌بهره يا كم‌بهره از اينترنت به مراتب بيشتر از كاربران فعال هستند و تصويري ناخوشايند از نابرابري اجتماعي در فضاي مجازي را به نمايش مي‌گذارند.

هنوز سواد اينترنتي و مهارت در بهره‌گيري، تنها معيار مطلق برتري نيست و هنوز احترام به حداقل حقوق ديگران و حفظ حريم شخصي و امنيت كاربران جا نيفتاده است.

حوزه مجازي يك واقعيت است كه «موجوديت» مستقلي دارد، اما اين به معناي «مطلوبيت» نهايي آن نيست و ظاهراً بعيد است كه اينجا كم دردسرتر از جهان واقعي باشد.

نظرات شما:
1 # مسرت :
دوست عزيز جالب است كه برخي از مفاهيمي را كه من براي اولين بار در سخنراني " از تهران تا وبلاگستان تحول عرصه عمومي" مطرح كردم (به خصوص بحث وبلاگ و عرصه عمومي و يا هويت جديد و بسياري ديگر از مفاهيم...) را شما بدون هيچ اشاره اي به سخنراني اخير در مقاله تان به نام خودتان مطرح مي كنيد آن هم در روزنامه وقايع اتفاقيه ! اي كاش همانطور كه من به تك تك شما دوستان عزيز ارجاع داده بودم و با لوگو و نام از همه شما نام بردم شما نيز چنين مي كرديد. انتظارم بسيار بيش از اين بود. به خصوص از شما.
salam, zood ghezavat nakonid. nemidoonam kodoom mafhoom ro migid, amma man in yaddasht ro shayad hodoode yeki do mah ghabl az oon jalase neveshtam. shahedesh ham aghaye oroujzadeh, dabir service rasaaane dar rooznameye jomhooriat va tarikhe e file-e in yaddash. be har haaal, omidvaram shoma ro naranjoonde basham. ghasdam ke aslan in naboode. ba eraadat, ali
خدا رحمت کنه پدرتونو/ان شاالله هرچی خاکه ایشونه بقای عمر شما
4 # مسرت :
نه دوست عزيز از شما نرنجيدم. شما جامعه شناس و روزنامه نگار خوبي هستيد و زحمت زيادي مي كشيد . خواه نا خواه زماني كه در زمينه هاي مشابه كار مي كنيم اين مسائل هم اتفاق مي افتد به خصوص كه در بعضي از جلسات تحقيقات من هم حضور داشتيد بنابراين مسلما حق داريد برداشتهاي مشابهي داشته باشيد. اما شخصا چون داراي وسواس در امانت داري در مورد ايده ها و نوشته هاي افراد ديگر هستم شايد كمي انتظارم بيش از حد است. به خصوص از جامعه شناسان (بيش از خبرنگاران) و از افرادي كه فكر مي كنم آينده درخشاني در اين زمينه خواهند داشت. با ارزوي موفقيت روز افزون و روحيه اي خوب براي شما






مکتوب



Warning: include() [function.include]: URL file-access is disabled in the server configuration in /home/alpr/public_html/alpr/maktoob/archives/000256.php on line 267

Warning: include(http://30morgh.org/alpr/maktoob/indexlast3+5.php) [function.include]: failed to open stream: no suitable wrapper could be found in /home/alpr/public_html/alpr/maktoob/archives/000256.php on line 267

Warning: include() [function.include]: Failed opening 'http://30morgh.org/alpr/maktoob/indexlast3+5.php' for inclusion (include_path='.:/usr/lib/php:/usr/local/lib/php') in /home/alpr/public_html/alpr/maktoob/archives/000256.php on line 267