مديريت جديد فرهنگي شهر، تصميم دارد همه را به سرعت به راه راست هدايت كند. رقاصخانهها قرار است به تدريج به دارالعباده تبديل شوند و با يك تلقي سادهنگر و قشري، «مؤمنين» جاي «شهروندان» را بگيرند. فرهنگ بيگانه ريشهكن شده و فرهنگ خودي تبليغ ميشود.
1. دو هفته پيش، در اصلي «فرهنگسراي پايداري» به روي رئيس اين فرهنگسرا قفل شد. ياسر هشترودي مدير اين فرهنگسرا اعلام كرد اين اقدام توسط مدير حراست و چند مسئول ديگر انجام شده است. او به سوء مديريت در سازمان فرهنگي هنري شهرداري اعتراض ميكند و ميگويد از هفته دفاع مقدس سال گذشته، هيچ بودجهاي به ما ندادهاند. ظاهرا مسئولان اين فرهنگسرا درباره سياستها و برنامهريزيهاي اين حوزه كاري، با مديران فرهنگي شهر اختلاف نظر جدي دارند و همين باعث قطع بودجه اين فرهنگسرا شده است. تلاش براي بازگرداندن اسناد رزمندگان ايراني از عراق، يك نمونه از كارهاي غيركليشهاي اين فرهنگسرا بوده است كه تاكنون هيچكدام از نهادهاي مدعي مانند «بنياد حفظ آثار و ارزشهاي دفاع مقدس»، سپاه و ارتش به فكر آن نيفتاده بودند.
2. فعاليتهاي «مركز توسعه توانهاي فردي» كه فعاليت خود را از سال 76 آغاز كرده بود، با دخالت و خواست مسئولان جديد شهرداري متوقف شد. مديران فرهنگي شهر ميگويند ما ميخواهيم فعاليتهاي اين مؤسسه را كاربردي كنيم، اما سهيل رضايي مدير پيشين اين مركز معتقد است ما ميخواستيم فرهنگسازي كنيم و اينها ميخواهند فرهنگ خود را به ديگران منتقل كنند. اكنون اين مركز با تغييرات بنيادي نسبت به قبل، با نام «مركز توسعه مديريت زندگي» بناست كار خود را شروع كند.
3. جلسه نقد و بررسي كتاب «زندگي شهري» كه قرار بود روز 17 خرداد در «فرهنگسراي بانو» برگزار شود، به دليل پارهاي تعميرات! لغو شد. نشستهاي ادبي اين فرهنگسرا در دو سال گذشته، به طور منظم و هفتگي برگزار ميشد. اما روابط عمومي اين فرهنگسرا اعلام كرد قرار است محل اين جلسه را رنگ بزنند. اين در حالي است كه در سه هفته اخير، هيچ نقاشي يا تعميراتي در اين فرهنگسرا انجام نشده است. در نهايت، اين جلسه نقد ادبي با دو هفته تأخير در «باشگاه انديشه» برگزار شد.
4. هفته گذشته، باشگاه انديشه با دستور قضايي پلمب شد. شهرداري اين مركز فرهنگي را به بهانه مشكلات مالي و نياز به پول ساختمان تعطيل كرد. تلاشهاي مديران اين مجموعه براي قانع كردن مسئولان شهرداري به برگزاري مزايده بدون تشريفات، براي خريد اين ساختمان توسط بنياد قدوسي، به نتيجه نرسيد. شهردار تهران شخصا تعطيلي باشگاه انديشه را پيگيري ميكرد. يكي از اعضاي شوراي شهر در تماس تلفني به مديريت اين باشگاه گفته بود به ما اطلاع دادهاند كه در باشگاه انديشه، ضدانقلاب جمع ميشده و هيچ كار فرهنگي انجام نميشده است.
اينها فقط چند نمونه از اخبار مربوط به برخورد مديران فرهنگي شهرداري با مراكز فرهنگي غيروابسته است، آن هم فقط در يك ماه گذشته. ديگر نيازي به مرور خبرهاي قديميتر مربوط به خانه هنرمندان و خانه دكتر شريعتي و ساختمان ورشو و پاركينگ تئاتر شهر و... نيست. همچنين نيازي نيست كه به تغيير و تحولات گستردهاي كه در سازمان فرهنگي هنري شهرداري انجام گرفته، اشاره كنيم. كافي است اين روند را از تحولي كه در محتواي نوشتههاي شعارگونه بيلبوردهاي خياباني رخ داده، پيگيري كنيم. تقريبا همه چيز واضح و مشخص است.
مديريت جديد فرهنگي شهر، تصميم دارد همه را به سرعت به راه راست هدايت كند. رقاصخانهها قرار است به تدريج به دارالعباده تبديل شوند و با يك تلقي سادهنگر و قشري، «مؤمنين» جاي «شهروندان» را بگيرند. فرهنگ بيگانه ريشهكن شده و فرهنگ خودي تبليغ ميشود.
اين مديريت تودهگرا، حاضر است ميلياردها تومان خرج كند تا صدها هزار نفر آدم سربهراه و ذرهگونه را سير كند، يا شوهر دهد و به زندگي مشغول كند. اما در دادن يك ريال به مراكز سازمانيافته، مدني و احيانا كمي متفاوت يا منتقد، دهها اگر و اما به ميان ميآورد.
در بساط اين مديران جديد، «مديريت فرهنگي» به معناي كنترل و مهار فرهنگ و فرهنگسازان، حراست از حريم خط قرمزها و حذف «ويروس»هايي است كه ميخواهند ديگران را از راه درست «منحرف» كنند. نه تنها بسترسازي براي رشد خوداتكاي فرهنگ و بروز خلاقيتهاي اهل فرهنگ در قاموس اينها جايي ندارد، كه اساسا يكي از اولويتهاي اين سنخ مديريت، حذف بسترهايي است كه امكان توسعه بيمهار فرهنگهاي «غير خودي» را فراهم ميسازد. خواه اين بستر دانشگاه باشد، خواه مطبوعات و خواه يك مكان فرهنگي.
به قول دوستي، اين روزها دست ولتر هم از پشت بسته شده است. او حاضر بود جانش را بدهد تا مخالفش بتواند حرف بزند. پس حالا بايد دهانش از تعجب باز بماند اگر ببيند اين روزها كساني حاضرند جانشان را بدهند يا جان ديگري را بگيرند تا مخالفشان نتواند حرف بزند!